اساسا سطح دانش، بینش و حتی نوع نگرش انسانها به جهان هستی، محیط زندگی و نیز نوع روابط با همنوعان از نوشتار و گفتار آن شخص قابل درک، تحلیل و ارزیابی میباشد.
به عبارت دیگر نوع سخن یا نحوه گفتار، ادبیات و واژههای به کار گرفته شده سنجه بسیار مهمی در تحلیل روانشناختی و شخصیتشناسی صاحبسخن میباشد. مصداق بارز این تحلیل شعر پرمعنای شیخ اجل سعدی میباشد که میفرمایند:
“تا مرد سخن نگفته باشد
عیب وهنرش نهفته باشد”
و یا مولی متقیان علی علیهالسلام میفرمایند: “تکلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه” (سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا [شخصیت] آدمی زیر زبانش نهفته است)
وقتی واژه واژه گفتار و نوشتار نیروهای مخالف جریان حاکم بر گفتمان اکثریت مردم را بررسی میکنیم؛ با ادبیات ناشایست، خشن و پر از نفرت و کینه مواجه میشویم که هیچ تناسبی با مطالبه اکثریت جامعه ما ندارد. اما طنز تلخ ماجرا آنجاست که این جریان قلیل واژههای نسنجیده را از زبان مردم و به عنوان مطالبه عموم بیان میکنند.
این اقلیت پرمدعا که در همه ادوار تاریخ با کمترین اقبال مردم مواجه بوده و بیشترین هزینه را بر مردم تحمیل کرده و نقش انکارناپذیری در کوچکسازی سفره مردم داشتهاند؛ در تریبونهای مختلف چنان رئیسجمهور محترم را با واژههای تهدیدآمیز و نامناسب مورد عتاب و خطاب قرار میدهند که گویی محبوبالقلوبترین افراد جامعه میباشند. اما واقعیتهای جامعه و سنجههای مختلف در هنگام مراجعه به آراء مردم نشانگر آن است که از کمترین اقبال مردمی برخوردار میباشند. اما این جماعت به جای پاسخگویی به افکار عمومی، پشت تربیونهای در اختیار پنهان شده و مطالبهگرانه رفتارهای دایه مهربانتر از مادر به نمایش میگذارند. غافل از آن که دیگر حنای این جماعت نزد مردم رنگ باخته است.
لازم به ذکر است که این نوشتار بر نقادان دلسوزی که دل در گرو اعتلای ایران دارند، هیچ تعرضی ندارد. و معتقدیم نقدهای مشفقانه با رعایت اخلاق حرفهای نه تنها نیشی نیستند بلکه مرهمی بر درمان زخمهای کهنه جامعه میباشند. پاسداشت این قلمها و تعظیم در مقابل آنها وظیفه هر وطندوست ایرانی است. و دولت منتخب نیز تا کنون بر این نقدها حرمت ویژهای قائل بوده و خواهد بود.