انقلاب اسلامی ایران، نمونهای کمنظیر از بسیج مردمی و مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه در یک حرکت تحولآفرین بود. این مشارکت، نهتنها در دوران مبارزات انقلاب، بلکه در سالهای پس از پیروزی نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی نظام اسلامی ادامه یافت و در مقاطع حساس همچون دوران دفاع مقدس، بازسازی کشور و تحولات اجتماعی و سیاسی نقشآفرین بود. اساسا سرمایه اجتماعی، بهعنوان پشتوانهای مهم برای توسعه پایدار، در سایه اعتماد عمومی، انسجام ملی و مشارکت مردمی معنا پیدا میکند. بررسی روند تحولات پس از انقلاب نشان میدهد که استمرار و تعمیق این سرمایه اجتماعی، نیازمند الزامات و راهبردهایی مشخص برای حرکت در مسیر توسعه پایدار است.
مشارکت مردمی، یکی از اصلیترین شاخصهای سرمایه اجتماعی است که میتواند به بهبود حکمرانی، افزایش پاسخگویی نهادهای دولتی و تقویت اعتماد عمومی منجر شود. در سالهای نخست انقلاب، این مشارکت در قالب نهادهای انقلابی، شوراهای محلی و سازمانهای مردمی نمود پیدا کرد و توانست در بسیاری از عرصهها، از جمله خدمات اجتماعی، دفاع از کشور و بازسازی مناطق محروم، نقش مؤثری ایفا کند. با گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، شکل و نوع این مشارکت دستخوش تغییر شده است. امروز، توسعه پایدار ایجاب میکند که این ظرفیت عظیم مردمی در چارچوبی نظاممند و کارآمد به کار گرفته شود تا علاوه بر حفظ سرمایه اجتماعی، موجب پیشبرد اهداف کلان کشور نیز شود.
سرمایه اجتماعی زمانی تقویت میشود که ارتباط میان دولت و مردم در فضایی مبتنی بر اعتماد، شفافیت و کارآمدی نهادهای اجرایی شکل بگیرد. تقویت نهادهای مدنی، افزایش زمینههای گفتوگوی اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای مردم در تصمیمگیریهای محلی، از جمله راهکارهایی است که میتواند موجب ارتقای سطح مشارکت عمومی شود. در این راستا، استانداریها و نهادهای مدیریت محلی میتوانند نقش واسطهای مهمی ایفا کنند و از طریق سیاستگذاریهای مشارکتی، زمینه را برای تعامل سازنده بین مردم و حاکمیت فراهم آورند.
یکی دیگر از الزامات توسعه پایدار در پرتو مشارکت مردمی، توجه به نقش گروههای اجتماعی متنوع، بهویژه جوانان و زنان، در فرایندهای تصمیمگیری است. نسلهای جدید، با رویکردها و انتظارات متفاوتی نسبت به نسلهای اول انقلاب وارد عرصه اجتماع شدهاند و بهرهگیری از ظرفیت آنها میتواند موجب پویایی اجتماعی و توسعه متوازن شود. تقویت نقش جوانان در مدیریتهای محلی، ایجاد فضاهای مناسب برای مشارکت اجتماعی زنان و افزایش فرصتهای گفتوگو بین نخبگان و مسئولان، میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش انگیزههای مشارکتی منجر شود.
در نهایت، مشارکت مردمی و سرمایه اجتماعی، بهعنوان سرمایهای ارزشمند برای توسعه کشور، نیازمند مدیریت و سیاستگذاری مستمر است. ایجاد بسترهای قانونی مناسب، افزایش شفافیت در عملکرد نهادهای اجرایی، تقویت نهادهای مردمی و فرهنگی و توجه به عدالت اجتماعی، از جمله اقداماتی است که میتواند ضمن حفظ شور انقلابی، مسیر توسعه پایدار را برای نسلهای آینده هموار سازد. انقلاب اسلامی نشان داد که بزرگترین پشتوانه یک نظام، حمایت مردم و سرمایه اجتماعی آن است؛ بنابراین، استمرار این پشتوانه نیازمند بازتعریف راهبردهای مشارکت مردمی و حرکت بهسوی الگوهای نوین حکمرانی مشارکتی است.تاخیر در این فرآیند می تواند ضمن وارد نمودن لطمه به سرمایه های اجتماعی،منجر به گسست وشکاف بین نسلی نیز گردد.
تقی کرمی – بهمن 1403