پاجوش‌های مجلس و کابینه دولت چهاردهم

در امر باغبانی اصطلاحی هست به نام پاجوش‌ها یا ریشه‌جوش‌ها که از تنه درختان جوانه می‌زنند و معمولاً در زمان هرس برای جلوگیری از آسیب به تنه درخت با قیچی باغبانی هرس می‌شوند. به عبارت دیگر پاجوش‌ها برای اینکه به بقای درخت و ثمردهی آن آسیب نزنند توسط باغبان و هرسکار از تنه درخت حذف می‌شوند.
اصطلاح پاجوش‌ها برای اولین بار در ادبیات سیاسی ایران توسط پدرخوانده جریان اصول‌گرایی سنتی جناب آقای حدادعادل در انتخابات مجلس دوازدهم بر علیه تازه به دوران رسیده‌های آن جریان به کار گرفته شد. علیرغم اینکه این واژه در آن زمان جنجال‌های فراوانی ایجاد نمود اما در گذر زمان تبدیل به یک مفهوم پرکاربرد در سپهر سیاسی ایران شد.
جناب آقای حدادعادل که خودشان و جریان سنتی اصول‌گرایی را چنار می‌دانست و تازه به دوران رسیده‌ها را پاجوش؛ اما این پاجوش‌ها در انتخابات مجلس مصداق بارز جمله سیاستمدار کهنه‌کار انگلیسی چرچیل شدند و توانستند در نبود رقبای سیاسی دیگر، پدرخوانده‌های خود یا همان درخت‌های چنار را شکست دهند و میدان‌دار مجلس شوند.
قاعدتاً این حذف و پیروزی نه در سایه رقابت‌های آزاد انتخاباتی؛ بلکه در سایه دوپینگ‌های سیاسی، حذف تمامی جریان‌های سیاسی دیگر و در سایه کمترین مشارکت سیاسی مردم در طول عمر نظام سیاسی جمهوری‌اسلامی ایران در پای صندوق‌های رأی رقم خورد.
اما آنچه مهم است امروزه همان پاجوش‌ها پنجه در صورت انقلاب یا همان تنه درخت تنومند نظام انداخته و سعی در مصادره انقلاب به نام جریان نوظهور خود می‌باشند. به گونه‌ای که یکی از مدعیان این جریان در زمان بررسی اعتبارنامه وزیر پیشنهادی برای تصدی وزارت امور خارجه، با وقاحت تمام در مجلس اعلام می‌دارد: “آن یک نفر کیست که می‌خواهد برای مجلس تعیین تکلیف کند؛ بفرمایید مجلس را تعطیل کنند!”
همگان می‌دانند ضمیر این سخن کیست و رؤسای جمهور معمولاً قبل از معرفی کابینه در مورد برخی از وزراء با کدام شخصیت نظام هماهنگی‌های اولیه را انجام می‌دهند.
حقیقتاً پاجوش‌ها خود را آن اندازه توانمند و دارای جایگاه و وزن سیاسی در جامعه می‌دانند که می‌خواهند در برابر خواست اکثریت مردم و اراده منتخب ملت در زمینه تشکیل کابینه وفاق ملی [و حتی در مقابل رهبری نظام] قد علم کنند؛ یا اینکه این پرده‌دری‌ها مصرف درون تشکیلاتی داشته و برای راضی نگه داشتن اندک حامیان خودشان می‌باشد.
علی‌ایحال این گونه پرده‌دری‌ها در سپهر سیاسی ایران نمی‌تواند خدشه‌ای به نظام سیاسی ایران وارد نموده و آن را از آرمان‌های اصیل خود، که همانا حفظ کرامت انسان‌هاست دچار انحراف سازد؛ بلکه نهایتاً بسترساز زوال زودرس عمر سیاسی جریان‌های خودانقلابی‌پندار و نحله‌های خطرناک جلیلیسیم در کشور می‌شود.
اگر اکثریت خردگرای مجلس، به ویژه طیف‌های سنتی اصیل، اعتدالیون و اصلاح‌طلب‌ها نتوانند در مقابل زیاده‌خواهی‌ها و پرده‌دری‌های این جریان تازه به دوران رسیده مقاومت نمایند و دچار تزلزل شوند؛ مجلس دوازدهم ناخواسته بسترساز تداوم جریان افراط‌گرایی و عامل تقویت پاجوش‌ها خواهد شد، که این امر خود به خود موجب تشدید تنش‌ها در بدنه تنومند نظام می‌شود.
قاعدتاً برای مقابله با تفکرات خطرناک این جریان فکری، وحدت و انسجام قوی در بین عقلای نظام الزامی است. با شکل‌گیری این وحدت عقلایی باور دارم که اگر هم پاجوش‌ها در شکل‌گیری کابینه دولت چهاردهم سر و صدا ایجاد نمایند؛ به هیچ عنوان توفیق سنگ‌اندازی برای شکل‌گیری کابینه را نخواهند داشت. و بر این نظر هستم که این هوچی‌گری‌ها در زمانی نه چندان دور، پایان عمر سیاسی این جریان خطرناک را رقم خواهد زد؛ چرا که تداوم حیات آن‌ها می‌تواند زنگ خطری بزرگ برای آینده نظام سیاسی ایران باشد.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *