یکی از سنجههای ارزیابی شخصیت انسانها واژههایی است که از زبان و قلم آنها جاری میشود. اساساً انسانهای فرهیخته در استخدام کلمات نهایت وسواس و دقت را به کار میگیرند تا خدایی نکرده حتی از آن کلام تفسیر سویی هم صورت نگیرد.
یکی از حقوق زبان آدمی آن است که با این عضو فحش، دشنام و ناسزا گفته نشود. همچنین مطابق روایات صریح بسیار زبان آدمی بیانگر عقل انسان است.
قرآن کریم میفرماید «زبانت را حمل کن بر ادب» [یعنی وادارش کن که مؤدبانه حرف بزند] از منظر قرآن، فحش و دشنام زمینهساز ابتلا به عذاب خفتبار الهی است. (قلم، آیات 13 و 16)
حضرت علی (ع) میفرمایند «اگر حرف میزنید، اول زبانتان را غلاف کنید و هر جا لازم بود، حرف بزنید.»
امام سجاد (ع) میفرمایند «بار الها هر کلام زشتی که از من سر خواهد زدندی، آن را به بهترین کلمات تبدیل کن؛ چرا که انسان باید از بدزبانی اجتناب کند.»
پیامبر (ص) نیز میفرماید «خداوند بهشت را بر هر فحاش بیآبرو و کمشرمی که باکی از آنچه گوید و آن چه به او گویند ندارد حرام کرده است.» (بحارالانوار، ج 60، ص 207)
و از این روست که شیخ اجل سعدی شیرازی در سیرت پادشاهان گلستان میفرماید
«تا مرد سخن نگفته باشد،
عیب و هنرش نهفته باشد!»
حال سوال اینجاست که چرا با این همه پیشنه غنی دینی و فرهنگی؛ مدعیان دینداری و به ظاهر انقلابی در ناسزاگویی گوی سبقت را از دیگران میربایند؟ چرا نماینده مجلسی که ادعای رزمندگی دارد و چندین دوره به ناحق عنوان نمایندگی مردم را یدک میکشد، بر خلاف آموزههای دینی رفتار میکند و بدون عواقبسنجی سخنان خود، با زبان دریده سخن میراند و کسی هم جلودار ممانعت از بددهنیهای ایشان نیست؟ آیا هر کسی دریدهتر سخن میگوید نشان از شجاعت و شهامت اوست یا نمایانگر کمدانشی، بیسوادی و لمپنیسیم رفتاری گوینده است؟
طبیعتاً اگر در انتخابات مجلس شورای اسلامی میدان به انسانهای فرهیخته، باسواد و متخصص تنگ نمیشد؛ ملک و ملت به چنین هتاکانی گرفتار نمیشد که این گونه بیپروا با فرهنگ و آبروی ایران و ایرانی بازی کنند.
قول زیبایی لسانالغیب در پاسخ این جماعت است که میفرماید:
«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست،
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری…»

